استراتژی خروج از کارمندی و ساخت بیزینس شخصی نقشه راه آزادی

استراتژی خروج از کارمندی و ساخت بیزینس شخصی - آرش غلامی
بازدیدها15بازدید
commentبدون دیدگاه

ساخت بیزینس شخصی نقشه راه آزادی من

تغییر دکوراسیون زندگی کار ساده‌ای نیست مخصوصا زمانی که تمام جامعه از شما انتظار دارند پس از دوران سربازی به دنبال یک صندلی امن و یک حقوق ثابت باشید اما امنیت واقعی در تکیه دادن به صندلی دیگران نیست امنیت در توانایی خلق ارزش و در دست گرفتن سکان زمان است.داستانی که در ادامه می‌خوانید روایت سه سال تلاش بی وقفه از سال نود و شش تا نود و نه است سال‌هایی که در آن یاد گرفتم چگونه می‌توان با دست خالی اما ذهنی پر از ایده و قلبی متواضع از زندان ساعت‌های دیکته شده رها شد و به لذت ارتباط مستقیم با دنیای بیزینس رسید

پایان سربازی و پارادوکس انتخاب

وقتی پوتین‌های سربازی را درآوردم صدای بلندی در گوشم می‌گفت هر چه سریع‌تر استخدام شو تا عقب نمانی اما یک صدای آرام‌تر درونم می‌گفت تو برای تکرار کارهای بقیه ساخته نشده‌ای.من ایده داشتم اما یک حقیقت بزرگ را هم می‌دانستم داشتن ایده نباید باعث غرور شود بسیاری از جوانان به دلیل غرور کاذب فرصت‌های یادگیری را از دست می‌دهند من تصمیم گرفتم مغرور نباشم اما از ایده‌هایم هم کوتاه نیایم پذیرفتم که برای رسیدن به قله ابتدا باید در دامنه‌ها شاگردی کنم پول لازم بودم اما نباید به بهای فروختن تمام آرزوهایم به دست می‌آمد

سال 96 تا 99 دوران زیست دوگانه

این سه سال سخت‌ترین و در عین حال سازنده‌ترین دوران زندگی من بود من وارد دنیای کارمندی شدم اما نه به عنوان یک مقصد بلکه به عنوان یک سکوی پرتاب روزهای من تا ساعت هفت شب متعلق به دیگران بود من وظایفم را به بهترین شکل انجام می‌دادم چون معتقد بودم شرافت کاری بخشی از شخصیت یک بیزینس‌من است اما انقلاب واقعی من از ساعت هشت شب شروع می‌شد زمانی که دیگران به تماشای تلویزیون یا استراحت مشغول بودند من پشت میز کوچکم می‌نشستم و تا نیمه‌های شب آجر به آجر زیربنای بیزینس شخصی‌ام را می‌چیدم

چرا ساعت 8 شب تا 12 شب مهم بود برام

بسیاری می‌گویند وقت نداریم اما حقیقت این است که ما اولویت نداریم در آن سه سال من یاد گرفتم که چهار ساعت تمرکز عمیق در شب می‌تواند سرنوشت چهل سال آینده زندگی را رقم بزند نه وعده ثروت سریعی در کار بود و نه پدر پولداری که مسیر را هموار کند من بودم و لپ‌تاپم و خستگی ناشی از ده ساعت کار روزانه اما وقتی به هدف فکر می‌کردم که همان آزادی زمانی و مکانی بود خستگی جای خود را به اشتیاق می‌داد من در این ساعت‌ها یاد گرفتم که چگونه با افراد ارتباط بگیرم چگونه محصولم را تعریف کنم و چگونه بدون واسطه با دنیای بیرون تعامل داشته باشم

افسانه فرش قرمز و واقعیت خودساختگی

جامعه امروز ما پر شده است از روایت‌های موفقیت یک شبه اما من اینجا هستم تا بگویم برای من هیچ فرش قرمزی پهن نبود من یاد گرفتم که در دنیای واقعی کسی منتظر شما نیست تا موفقیت را تقدیمتان کند شما باید خودتان مسیر را بشکنید و جلو بروید در سال نود و شش من هیچ چیز نداشتم جز یک ایمان قوی به ایده‌هایم و این درک که نباید از کارهای سخت فرار کرد نبود پشتوانه مالی برای من یک مزیت بود چون مجبورم کرد خلاق باشم و به جای پول از هوش و ارتباطاتم استفاده کنم

لذت ارتباط مستقیم بزرگترین دستاورد بیزینس شخصی

وقتی در سال 99 بالاخره توانستم به طور کامل از دنیای کارمندی خداحافظی کنم متوجه شدم که بزرگترین پاداش من پول نبود پاداش واقعی این بود که حالا می‌توانستم مستقیما با انسان‌ها کار کنم در سیستم کارمندی شما یک مهره هستید که با کاغذها و اتوماسیون‌ها حرف می‌زنید اما در بیزینس شخصی شما با قلب و نیاز واقعی مردم روبرو هستید لذت اینکه مستقیما گرهی از کار کسی باز کنید و با هم رشد کنید با هیچ حقوق ماهیانه ای قابل مقایسه نیست این همان معنای واقعی آزادی است که من به دنبالش بودم

چگونه الگوی زندگی خود را از همین امروز تغییر دهید

اولین قدم این است که وضعیت فعلی خود را به عنوان یک وضعیت موقت بپذیرید اگر کارمند هستید از کارتان متنفر نباشید بلکه از آن به عنوان منبع مالی برای ساختن رویای بزرگترتان استفاده کنید دومین قدم مدیریت جدی ساعات بعد از کار است ساعت هشت شب تا دوازده شب مرز بین آدم‌های معمولی و آدم‌های پیشرو است سومین قدم حذف غرور و تقویت روحیه یادگیری است شما باید حاضر باشید برای مدتی سخت کار کنید تا بقیه عمر را آنطور که دوست دارید زندگی کنید

ارزش آزادی زمانی و مکانی

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم آن سه سال دوشیفته کار کردن بزرگترین سرمایه‌گذاری زندگی من بوده است آزادی مکانی یعنی اینکه میز کار شما هر جایی می‌تواند باشد که شما در آن احساس آرامش می‌کنید و آزادی زمانی یعنی شما دیگر برده ساعت حضور و غیاب نیستید این‌ها شعار نیستند این‌ها نتایج منطقی تغییر الگو از کارمندی به سمت مالکیت بیزینس است

سخن پایانی با شما که در ابتدای راه هستید

اگر امروز خسته از کار برمی‌گردید و حس می‌کنید پتانسیل‌های شما در حال دفن شدن است بدانید که من هم دقیقا در همین نقطه بوده‌ام از سال نود و شش تا نود و نه من هم بارها خسته شدم اما هرگز ناامید نشدم بیزینس شخصی راهی برای فرار از کار کردن نیست بلکه راهی برای کار کردن روی چیزهایی است که به آن‌ها عشق می‌ورزید بیایید از همین امشب ساعت هشت شب را به وقت تغییر خودتان تبدیل کنید هیچ فرش قرمزی در کار نیست اما وقتی به مقصد برسید می‌بینید که مسیر خودساختگی چقدر شیرین‌تر از مسیرهای آماده است

سوالات متداول برای شروع مسیر

خیر بزرگترین اشتباه استعفای زودهنگام است شما باید خود را بسازید یعنی در کنار کار فعلی بیزینس خود را رشد دهید تا به درآمد پایدار برسید

سرمایه اصلی شما تخصص و توانایی شما در حل مسئله است در ابتدای راه به جای دفتر کار لوکس روی مهارت‌های ارتباطی و ارائه مستقیم ارزش به مشتری تمرکز کنید

ایده‌ها در مسیر حرکت متولد می‌شوند شما ابتدا شروع به یادگیری و فعالیت در حوزه‌های مورد علاقه خود کنید در جریان ارتباط مستقیم با بازار ایده‌ها و نیازهای واقعی مردم خود را به شما نشان خواهند داد

نوبت شماست که داستان خود را بنویسید

تغییر الگو دردناک است اما ماندن در وضعیتی که لایق آن نیستید بسیار دردناک‌تر خواهد بود از همین امروز تصمیم بگیرید که ساعت‌های بعد از کار شما متعلق به کیست به دیگران یا به آینده خودتان من مسیر را پیموده‌ام و به شما می‌گویم که رسیدن به لذت آزادی ارزش تمام آن شب‌ بیداری‌ها را دارد

"*"فیلدهای ضروری را نشان می دهد

نام و نام خانوادگی*
چه ساعتی با شما تماس بگیریم*

نظرات ارزشمند شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

آرش غلامی | داستان شخصی
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
میانگین: 5 (1 رأی)
Instagram
Telegram
YouTube
WhatsApp
LinkedIn
account_circle
آپارات
keyboard_arrow_up